Meal Seç / Sure Seç

النجم Suresi

(PERSIAN) QURAN BY FULADVAND


( BY FULADVAND )

53 - النجم
به نام خداوند رحمتگر مهربان)
        
1. سوگند به اختر [= قرآن] چون فرود مى‏آيد
2. [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده
3. و از سر هوس سخن نمى‏گويد
4. اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست
5. آن را [فرشته] شديدالقوى به او فرا آموخت
6. [سروش] نيرومندى كه [مسلط] درايستاد
7. در حالى كه او در افق اعلى بود
8. سپس نزديك آمد و نزديكتر شد
9. تا [فاصله‏اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد
10. آنگاه به بنده‏اش آنچه را بايد وحى كند وحى فرمود
11. آنچه را دل ديد انكار[ش] نكرد
12. آيا در آنچه ديده است با او جدال مى‏كنيد
13. و قطعا بار ديگرى هم او را ديده است
14. نزديك سدرالمنتهى
15. در همان جا كه جنة‏الماوى است
16. آنگاه كه درخت‏سدر را آنچه پوشيده بود پوشيده بود
17. ديده [اش] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشت
18. به راستى كه [برخى] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد
19. به من خبر دهيد از لات و عزى
20. و منات آن سومين ديگر
21. آيا [به خيالتان] براى شما پسر است و براى او دختر
22. در اين صورت اين تقسيم نادرستى است
23. [اين بتان] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‏ايد [و] خدا بر [حقانيت] آنها هيچ دليلى نفرستاده است [آنان] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى‏كنند با آنكه قطعا از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است
24. مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد
25. آن سرا و اين سرا از آن خداست
26. و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد
27. در حقيقت كسانى كه آخرت را باور ندارند فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنث نام مى‏نهند
28. و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست جز گمان [خود] را پيروى نمى‏كنند و در واقع گمان در [وصول به] حقيقت هيچ سودى نمى‏رساند
29. پس از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است روى برتاب
30. اين منتهاى دانش آنان است پروردگار تو خود به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‏تر است
31. و هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است از آن خداست تا كسانى را كه بد كرده‏اند به [سزاى] آنچه انجام داده‏اند كيفر دهد و آنان را كه نيكى كرده‏اند به نيكى پاداش دهد
32. آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها جز لغزشهاى كوچك خوددارى مى‏ورزند پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‏آمرزش است وى از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همان‏گاه كه در شكمهاى مادرانتان [در زهدان] نهفته بوديد به [حال] شما داناتر است پس خودتان را پاك مشماريد او به [حال] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است
33. پس آيا آن كسى را كه [از جهاد] روى برتافت ديدى
34. و اندكى بخشيد و [از باقى] امتناع ورزيد
35. آيا علم غيب پيش اوست و او مى‏بيند
36. يا بدانچه در صحيفه‏هاى موسى [آمده] خبر نيافته است
37. و [نيز در نوشته‏هاى] همان ابراهيمى كه وفا كرد
38. كه هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد
39. و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست
40. و [نتيجه] كوشش او به زودى ديده خواهد شد
41. سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند
42. و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست
43. و هم اوست كه مى‏خنداند و مى‏گرياند
44. و هم اوست كه مى‏ميراند و زنده مى‏گرداند
45. و هم اوست كه دو نوع مى‏آفريند نر و ماده
46. از نطفه‏اى چون فرو ريخته شود
47. و هم پديد آوردن [عالم] ديگر بر [عهده] اوست
48. و هم اوست كه [شما را] بى‏نياز كرد و سرمايه بخشيد
49. و هم اوست پروردگار ستاره شعرى
50. و هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد
51. و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت
52. و پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را زيرا كه آنان ستمگرتر و سركش‏تر بودند
53. و شهرها[ى س دوم و عاموره] را فرو افكند
54. پوشاند بر آن [دو شهر از باران گوگردى] آنچه را پوشاند
55. پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مى‏دارى
56. اين [پيامبر نيز] بيم‏دهنده‏اى از [جمله] بيم‏دهندگان نخستين است
57. [وه چه] نزديك گشت قيامت
58. جز خدا كسى آشكاركننده آن نيست
59. آيا از اين سخن عجب داريد
60. و مى‏خنديد و نمى‏گرييد
61. و شما در غفلتيد
62. پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد