Meal Seç / Sure Seç

القمر Suresi

(PERSIAN) QURAN BY FULADVAND


( BY FULADVAND )

54 - القمر
به نام خداوند رحمتگر مهربان)
        
1. نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه
2. و هر گاه نشانه‏اى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است
3. و به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند و [لى] هر كارى را [آخر] قرارى است
4. و قطعا از اخبار آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد
5. حكمت بالغه [حق اين بود] ولى هشدارها سود نكرد
6. پس از آنان روى برتاب روزى كه داعى [حق] به سوى امرى دهشتناك دعوت مى‏كند
7. در حالى كه ديدگان خود را فروهشته‏اند چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمى‏آيند
8. به سرعت‏سوى آن دعوتگر مى‏شتابند كافران مى‏گويند امروز [چه] روز دشوارى است
9. پيش از آنان قوم نوح [نيز] به تكذيب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند ديوانه‏اى است و [بسى] آزار كشيد
10. تا پروردگارش را خواند كه من مغلوب شدم به داد من برس
11. پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم
12. و از زمين چشمه‏ها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدر شده بود به هم پيوستند
13. و او را بر [كشتى] تخته‏دار و ميخ‏آجين سوار كرديم
14. [كشتى] زير نظر ما روان بود [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود
15. و به راستى آن [سفينه] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد] پس آيا پندگيرنده‏اى هست
16. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]
17. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‏ايم پس آيا پندگيرنده‏اى هست
18. عاديان به تكذيب پرداختند پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]
19. ما بر [سر] آنان در روز شومى به طور مداوم تندبادى توفنده فرستاديم
20. [كه] مردم را از جا مى‏كند گويى تنه‏هاى نخلى بودند كه ريشه‏كن شده بودند
21. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]
22. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‏ايم پس آيا پندگيرنده‏اى هست
23. قوم ثمود هشداردهندگان را تكذيب كردند
24. و گفتند آيا تنها بشرى از خودمان را پيروى كنيم در اين صورت ما واقعا در گمراهى و جنون خواهيم بود
25. آيا از ميان ما [وحى] بر او القا شده است [نه] بلكه او دروغگويى گستاخ است
26. به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ كيست
27. ما براى آزمايش آنان [آن] ماده‏شتر را فرستاديم و [به صالح گفتيم]مراقب آنان باش و شكيبايى كن
28. و به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شده‏است هر كدام را آب به نوبت‏خواهد بود
29. پس رفيقشان را صدا كردند و [او] شمشير كشيد و [شتر را] پى كرد
30. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]
31. ما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومه‏ها] ريزريز شدند
32. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم پس آيا پندگيرنده‏اى هست
33. قوم لوط هشداردهندگان را تكذيب كردند
34. ما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى] فروفرستاديم [و] فقط خانواده لوط بودند كه سحرگاهشان رهانيديم
35. [و اين] رحمتى از جانب ما بود هر كه سپاس دارد بدين‏سان [او را] پاداش مى‏دهيم
36. و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بيم داده بود و[لى] در تهديدها[ى ما] به جدال برخاستند
37. و از مهمان[هاى] او كام دل خواستند پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم] [مزه] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد
38. و به راستى كه سپيده‏دم عذابى پيگير به سر وقت آنان آمد
39. پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد
40. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم پس آيا پندگيرنده‏اى هست
41. و در حقيقت هشداردهندگان به جانب فرعونيان آمدند
42. [اما آنها] همه معجزات ما را تكذيب كردند تا چون زبردستى زورمند [گريبان] آنان را گرفتيم
43. آيا كافران شما از اينان [كه برشمرديم] برترند يا شما را در نوشته‏ها[ى آسمانى] خط امانى است
44. يا مى‏گويند ما همگى انتقام‏گيرنده [و يار و ياور همديگر]يم
45. زودا كه اين جمع در هم شكسته شود و پشت كنند
46. بلكه موعدشان قيامت است و قيامت [بسى] سخت‏تر و تلخ‏تر است
47. قطعا بزهكاران در گمراهى و جنونند
48. روزى كه در آتش به رو كشيده مى‏شوند [و به آنان گفته مى‏شود] لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد]
49. ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‏ايم
50. و فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم] چون چشم به هم زدنى
51. و هم مسلكان شما را سخت به هلاكت رسانديم پس آيا پندگيرنده‏اى هست
52. و هر چه كرده‏اند در كتابها[ى اعمالشان درج] است
53. و هر خرد و بزرگى [در آن] نوشته شده
54. در حقيقت مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها
55. در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانايند